به گزارش «سراج24»، «سیداحمد نادمی»، شاعر، مترجم و منتقدی است که شاید چندین کتاب برای چاپ داشته باشد ولی هیچ کدام از آنها را تاکنون منتشر نکرده است. او منتقد فکوری است که همیشه مواظب سخنهای خویش هست که به کسی نان قرض ندهد. وجدان و انصاف در نقدینگی از ویژگیهای این هنر مرد انقلابی به شمار میرود.
یکی از اصحاب سخنی که در مراسم رونمایی کتاب «عاشقانههایی برای دشمن» سخنرانی کرد «نادمی» بود و صحبتهای او مورد توجه حضار قرار گرفت. صحبتهای منتقدانه او در مراسم رونمایی از کتاب «عاشقانههایی برای دشمن» را بخوانید؛
با کمال افتخار دارم برای یکی از کتابهای دیگر «حمیدرضا شکارسری» صحبت میکنم. این جلسه، جلسه رونمایی کتاب «عاشقانههایی برای دشمن» و جلسه کنکاش متن و نیکوییها و بعضی ایرادها را قطعاً باید در جلساتی که برای نقد این کتاب برگزار میشود، صحبت کرد. سعی میکنم آن چیزی که رسم مجالس رونمایی است انجام بدهم. به این نکته اشاره کنم که ما اگر دورنگاهی را در جامعه فعلیمان داشته باشیم؛ ادبیاتی را که به مردم تعلق دارد و حرکتی که این ادبیات در همگامی با مردم این سرزمین انجام میدهد، وقتی هم که از لغت مردم استفاده میکنیم قاعدتاً آن جمعی که برای سرنوشت خودشان تصمیم میگیرند و برای این تصمیمشان عمل میکنند و میتوانیم بگوییم اینها همان کسانی هستند که انقلاب را انجام میدهند و کسانی هستند که جزو همین مردم هستند و پارهتن ما هستند، اما بالاخره عمل نمیکنند و میایستند دیگران عمل کنند و این طیف یا انتقاد میکنند یا ناراضی هستند یا راضی هستند، منظور من گروه اولی هستند که یک تاریخی را در جهان از بهمن پنجاه و هفت ثبت میکنند، این حرکت برای خودش، هنری را به دنبال میآورد.
من به پدیدهای به نام «ادبیات انقلاب اسلامی» معترف هستم و حضور این ادبیات را به عنوان یک متن کنشگر با فردی مثل «حمیدرضا شکارسری» پاس میدارم. یعنی اگر نسل اولی مثل آقای «محمدرضا سهرابینژاد» و همسالان ایشان حرکتی را شروع کردند و زبان این مردم شدند الان کسی مثل «حمیدرضا شکارسری» - به عنوان شاعر جنگ که در جای خودش شاعر دفاع مقدس بوده است- به این دلیل که اغلب منتقدینی که کارهای ایشان را به صورت کلی بررسی میکنند به این نتیجه میرسند و رسیدند که یکی از رنگهای ادبیای که ایشان به متنهای ادبی خودشان میزنند، رنگی است که از جنگ میگیرد، شما غیر از این که سه کتاب مشخص ایشان دارند که در حوزه جنگ هست؛ «چراغانی بیدلیل»، «چیزی قطبنماها را دیوانه میکند» و این کتاب «عاشقانههایی برای دشمن» اصرار حمید شکارسری است برای اینکه جنگ را در متن زندگی کشف کند.
همانطوری که وظیفه شاعر کشف است، جنگ را در متن زندگی کشف میکند و این که اگر مثلاً در زمان جنگ از رزمندگان اسلام و این مردم دارد میگوید، در بعد از جنگ، حضور نشانههای جنگ را همچنان در زمان حاضر پی میگیرد. این حضور میتواند اتفاقی باشد که در مناطق مرزی میافتد، مینهایی که خنثی نشدند و یکی از نشانههای اصلی متنهای شکارسری در شعر جنگش، خصوصاً این شعر کتابش هست یا میتواند شهدایی باشند که در کنار ما حضور دارند از طریق اسمشان و رسمی که از ایشان دارد گم میشود، آن شعر جذاب «شصت و سه» این کتاب که در مورد شهید همت است را نگاه کنید؛
«ناگهان خود را وسط اتوبانی ببینی
که تا دیروز این همه ماشین نداشت
ماشینهایی که آدمهای دیگری داشت
آهنگهای دیگری داشت
رادیو را روشن کنی
مجری تازهای اعلام میکند
«ترافیک سنگین در اتوبان همت ...»
و ناگهان نام خود را هم بر تابلوی سبز بزرگی ببینی که تا دیروز نام دیگری داشت ...
فرض محال که محال نیست جناب آقای همت!
حالا وسط این ترافیک سنگین
با آن ماشین قدیمی که جوش آورده
با آن دل قدیمیات چه میکنی؟»
(عاشقانههایی برای دشمن ص 79)
ورود کاراکتر خیلی جذاب وارد شعر شده، یعنی شاعر پیش زمینهای برای آن ایجاد کرده و در نقطه خیلی درستی وارد متن میشود؛ «ترافیک سنگین در اتوبان همت ...» این دل قدیمی الان دارد کنار ما خودش را نشان میدهد، همین امروز، هر موقعی که شما این را در تهران امروز بخوانید، میتوانید تذکری که شاعری دارد به جامعه میدهد و به خودش تذکر میدهد و بر یک حدودی تکیه میکند شما میبینید، این جنگ هست که در دهه نود شمسی بین ما حضور دارد و این را در بسیاری دیگر از شعرهای این کتاب خواهید دید.
قصد من این نیست که وارد جزئیات این کتاب بشوم. گفتم این جلسه، جلسه رونمایی کتاب است و باید حق رونمایی کتاب ادا شود. این نکته مهم را که الان با حضور کسی مثل «حمیدرضا شکارسری» میتوانیم همچنان بر پویایی ادبیات انقلاب اسلامی تأکید کنیم، ببینید با این شعرها نمیشود گفت ما با پدیده ای موضعی روبهرو هستیم؛ آن طوری که بعضیها در این جامعه مطرح میکنند. ما الان با همان مؤلفههایی که جلو آمده است و در زمان نایستاده و خودش را در جامعه ما به روز کرده است روبهرو هستیم. به نظرم اولین حقی است که این کتاب بر گردن من علاقهمند به سرنوشت این مردم دارد.
نکته بعد این است که آقای شکارسری طبق شیوهای که برای شاعری خودش در نظر گرفته، از جنگ همچنان به عنوان مضمون بهره گرفته است و این تعبیری است که خود شاعر در گفتوگوها و نوشتههایی که در مورد شعر خودش داشته تأکید کرده است که مضمونگراست و مضمون را توضیح میدهد و وقتی که جنگ محملی برای پردازش مضمون میشود، حرفهای اجتماعی خودش را به راحتی از این محل مناسب میگوید.
آقای شکارسری به علت پرکاری ای که در نوشتن شعر دارد و به قول خودش نمیایستد که شعر سراغش بیاید بلکه این خودش هست که به سراغ شعر میرود، کار شاعریاش را انجام میدهد و از آن لحاظ که ایشان کار نظری ادبیات را انجام میدهد به تألیف توجه دارد، آن ویژگیهایی که میتواند کتاب را ترویج کند یک تألیف منطقی است.
در کتاب «عاشقانههای تاریک روشن» - که عشق در آن محمل است، علیالقاعده با شاعری اجتماعی چون آقای شکارسری محمل دشوارتری برای پردازش مضامین اجتماعی است.
سومین نکتهای را که میخواهم به آن اشاره کنم «اسم کتاب» است؛ این تعبیر را از خانم کامرانی میگیرم؛ شما در این کتاب با اسمی روبهرو هستید که در برخورد اول قطعاً به این نتیجه میرسید که سهوی و با ویژگیهای یک آدمی مثل شکارسری انتخاب شده است. یا شکارسری ما را فریب داده است، و باز هم فکر میکنم شکاسری به این کار احتیاجی ندارد و میتوانست از شیوههای دیگری برای فریب دادن استفاده بکند نه برای اسم کتاب. چون شما در این کتاب چند قطعه شعر ذیل یک عنوان شعر دارید که به اسم «عاشقانههای تاریک روشن» قرار گرفته است و یکی - دو شعر هم دارید که در آن از دشمن صحبت میشود اما این دشمن به صورت خیلی واضح چهره نشان بدهد و عملاً مثل آن فیلمهایی که شما با نیروهای رزمنده خودی کل جنگ را توصیف میکنید، روبهرو خواهید شد. یعنی حتی اگر قرار است در این کتاب حرف بزنیم، این دشمن دارد ما را توصیف میکند یعنی ما این جا کاری با دشمن نداریم. حتی اگر بگوید دوست دارم به خاطر این که ما پرندگان پرواز را مدیون تو هستیم و با این شرایط من با شعر دارم خودم را توصیف میکنم، پس چرا عاشقانههایی برای دشمن؟
لحن طعنهای که این اسم با خودش دارد، دشمن را با آن چهره زشتی که جنگ همیشه برای همه داشته است یکی میکند. این دشمن، آن دشمن نیست که بالای آن نوشته شده است «عاشقانههایی برای دشمن» صفحه پنجاه و چهار «شعر سی و هفتم» کتاب که چهار اپیزود دارد، این اسم، اسم کتاب نیست که برای این شعر است، در حقیقت نوع خاصی از عشق را که الان دیگر زیاد هم غریب نیست برای ما که از غرب کسب کردیم، این عاشقانه از آن قسم است و این جا «دشمن» خود جنگ است.
شعرهای درخشان و مضامین درخشانی در این کتاب خواهید دید. شما قطعاً اشعار درخشانی را خواهید دید که جنگ را نه به عنوان مفهومی که کادربندی شده برای خودش و کنار گذاشته شده و در مقاطع مختلف ما میتوانیم از آن حرف بزنیم، این گونه نیست، بلکه به عنوان یک عنصری که در زندگی روزمره ما حضور دارد در شعرهای این کتاب خواهید دید.



